تبليغاتX
نـسـل آریــا

چه حضور غریب و مبهوتی

آسمان هم به ما نمی خندد

نه کسی فکر رفتن سفر است

نه کسی کوله بار می بندد

...

در گریز از تمام خاطره ها

باز هم در مسیر بن بست است

یکصد و پنجمین خیابان هم

گویی از انتظار ما خسته است!

 

 

 


 

دختر تنهادریا بانو در چهارشنبه 28 اسفند1387 ساعت 10:32 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


بانوي تنهاي درياها

هيچ كس نمي تونه فكر كنه كسي كه اسمش به عظمت و بزرگي درياست مي تونه خيلي تنها

 باشه آره من ، من دريابانو تنهاترين هستم ، براي خودم توي درياي افكارم شنا مي كنم و هيچ

كس را پيدا نمي كنم دريغ از يك دوست كه به من سر بزنه دريغ از يك دوست كه برام يه حرف

عاشقانه بنويسه همه رفتن ، دور شدن از من دورتر از آنچه تصورش را مي كنيد و من هنوز بي

دليل دنبال اين موضوع مي گردم كه چرا ، چرا تنها شدم

عسلم ، رويا، دختر تنهاي هميشه پاييزي، پسر ايروني ، هستي ، ميترا، عاشق تنها و ..... كجاييد

دوست شما در نيمه راه گمشده و منتظر شماست

 


 

دختر تنهادریا بانو در سه شنبه 13 اسفند1387 ساعت 1:13 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


آسمان همچو صفحه دل من


روشن از جلوه هاي مهتابست


امشب از خواب خوش گريزانم


كه خيال تو خوشتر از خوابست


خيره بر سايه هاي وحشي بيد


مي خزم در سكوت بستر خويش


باز دنبال نغمه اي دلخواه


مي نهم سر بروي دفتر خويش


تن صدها ترانه ميرقصد


در بلور ظريف آوايم


لذتي ناشناس و رويا رنگ


مي دود همچو خون به رگهايم


آه ... گويي ز دخمه دل من


روح شبگرد مه گذر كرده


يا نسيمي در اين ره متروك


دامن از عطر ياس تر كرده

بر لبم شعله هاي بوسه تو


ميشكوفد چو لاله گرم نياز


در خيالم ستاره اي پر نور


مي درخشد ميان هاله راز

 

 




 

دختر تنهادریا بانو در شنبه 26 بهمن1387 ساعت 3:23 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


زندگي براي خيلي ها پوچ و بي مفهوم . منم جز اون خيلي ها هستم اصلاً نمي دونم واسه چي دنيا اومدم واسه چي دارم زندگي مي كنم و چرا من كه اينقدر بي هدف هستم روزي بايد از اين دنيا برم .

شب مهتاب و چشمام بازم از ياد تو خيسه
ديگه عادت شده با بغض واسه ی تو مينويسه
کاش ميفهميدی که قلبم خونه آرزوهات بود
يه نفس تنها نبودی هميشه دلم باهات بود
آسمونو ماه نقرش با يه عالمه ستاره
شاهدن که اين بريدن ديگه برگشتی نداره
رفتی بی اونکه بدونی دل من مال خودت بود
حال بغضای شبونم به خدا حال خودت بود

 


 

دختر تنهادریا بانو در یکشنبه 22 دی1387 ساعت 12:16 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


در خلوتم با تو سخن مي گويم ، لبهايم بسته خيره به چشمان تو سخن مي گويم

آهي از ته دل مي كشم و با نگاهم به تو مي گم كه دوستت دارم ولي دريغ

حتي اشكهاي حلقه زده در چشمانم تو را  متوجه دوست داشتنم نمي كند

چشم هايم را كه باز و بسته مي كنم قطرات اشك جاري مي شوند ولي تو بي خيال و بي توجه

من را ترك مي كني و براي هميشه فراموش به همين سادگي و به همين راحتي

و من ميمرم در كنار جاده اي خلوت و تاريك با تمام احساسم مي ميرم

 

 

 


 

دختر تنهادریا بانو در شنبه 7 دی1387 ساعت 9:18 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


حس تلخ و غريبي ست نداشتن تو ، توي ذهنم نمي گنجه ديدن و بوسيدن تو

سخته از تو گفتن و سخته با تو بودن سخته نگاه كردن تو چشمات از خوبي هات نگفتن

التماس كردم به خدا كه نگه بهت من تنها هستم، ولي گفت و من و پيش تو خجالت زده كرد

دستام سرده دلم غم داره، گلوم پر از بغض ، بغضي كه مي خواد خودش و خالي كنه ولي نمي تونه

چشام درياي غم درياي تنهائيست درياي ماتم درياي دوري توست

من از تو دورم ولي فكرم به تو نزديك ، نزديك تر از جونم نزديك تر از هميشه

 

 

 

 


 

دختر تنهادریا بانو در شنبه 30 آذر1387 ساعت 12:11 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


آسمان می بارد, 
                 گل می میرد,

                               تو نه آسمان باش نه گل,
         

  زمین باش تا آسمان بر تو ببارد 


  و گل در تو بروید...

 


 

دختر تنهادریا بانو در یکشنبه 17 آذر1387 ساعت 10:53 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


خيلي سخته چيزي رو كه تا ديشب بود يادگاري

صبح بلند شي و ببيني كه ديگه دوسش نداري

خيلي سخته كه نباشه هيچ جايي براي آشتي

بي وفا شه اون كسي كه جونتو واسش گذاشتي

خيل سخته تو زمستون غم بشينه روي برفا

مي سوزونه گاهي قلب و زهر تلخ بعضي حرفا

خيلي سخته اون كسي كه اومد و كردت ديوونه

هوساش وقتي تموم شد بگه پيشت نمي مونه

خيلي سخته اون كه مي گفت واسه چشات مي ميره

بره و ديگه سراغي از تو و نگات نگيره

خيلي سخته كه عزيزي يه شب عازم سفر شه

تازه فرداي همون روز دوست عاشقش خبر شه

خيلي سخته اونكه ديروز تو واسش يه رويا بودي

از يادش رفته كه واسش تو تموم دنيا بودي

خيلي سخته ، واقعاً سخته اگر بخواي بهش  فكر  بكني بايد بميري ،  فكر اينكه يه روز كسي كه تو همه چيز اون بودي همه دار و ندارش يه روز بياد بهت بگه ديگه تو رو نمي خواد يا با كم محلي هاش بخواد تو رو از سر خودش باز كن خيلي سخته ، خيــــــــــــــــــــــــلي سخـــــــــــــــته

 

 


 

دختر تنهادریا بانو در چهارشنبه 22 آبان1387 ساعت 10:46 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


بذار یواش شروع کنم ، سلام گلم ، هم نفسم
 آرزوهام راضی شدن ، دیگه بهت نمی رسم
گفتم چیا گفتی بهم ، گفتی که اینده داری
دنیا همش عاشقی نیست ، گریه داری ، خنده داری
گفتم که گفتی من باشم به لحظه هات نمی رسی
 به قول دل شاید دلت گرو باشه پیش کسی
خلاصه گفتم که چشات قصد رسیدن نداره
 رؤیاها کاله و دسات خیال چیدن نداره
 گفتم که گفتی زندگی ت غصه داره ، سفر داره
 هم واسه من هم واسه تو با هم بودن خطر داره
 گفتم تو گفتی رؤیاها مال شبای شاعراس
شهامتو کسی داره که شاعر مسافراس
مسافرا اون آدمان که با حقیقت می مونن
 تلخیاشو خوب می چشن ، غصه هاشو خوب می دونن
 گفتم فقط می خوای واست یه حس محترم باشم
 عاشقیمو قایم کنم ، تو طالع تو کم باشم
 گفتم که گفتی ما دو تا بهدرد هم نمی خوریم
 ولی یه جا مثل همیم ، هر دومون از قصه پریم
گفتیم تو گفتی می تونیم یادی کنیم از همدیگه
 اما کسی به اون یکی لیلی و مجنون نمی گه

 

 


 

دختر تنهادریا بانو در چهارشنبه 15 آبان1387 ساعت 7:49 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


غصه نخور مسافر اینجا ما هم غریبیم
از دیدن نور ماه یه عمره بی نصیبیم
فرقی نداره بی تو بهار مون با پاییز
نمی بینی که شعرام همه شدن غم انگیز
غصه نخور مسافر اونجا هوا که بد نیست
اینجا ولی آسمون باریدنم بلد نیست
غصه نخور مسافر فدای قلب تنگت
فدای برق ناز اون چشمای قشنگت
غصه نخور مسافر تلخه هوای دوری
من که خودم می دونم که تو چقدر صبوری
غصه نخور مسافر بازم می ای به زودی
ما رو بگو چه کردیم از وقتی تو نبودی
غصه نخور مسافر غصه اثر نداره
ز دل تو می دونم هیچ کس خبر نداره
 غصه نخور مسافر رفتیم تو ماه اسفند
بهار تو بر می گردی چیزی نمنونده بخند
غصه نخور مسافر تولد دوباره
غصه نخور مسافر غصه نخور ستاره
غصه نخور مسافر غصه کار گلا نیس
سفر یه امتحانه به جون تو بلا نیس
غصه نخور مسافر تو خود آسمونی
در آرزوی روزی که بیای و بمونی

 


 

دختر تنهادریا بانو در دوشنبه 6 آبان1387 ساعت 9:49 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


سلام بچه هاي آريايي و دوستان خوب من

سلام دوستان عزیز بهترین ها را برای شما آرزو دارم سلام ای تنها بهونه واسه نفس کشیدن هنوزم پر می کشه دل برای به تو رسیدن واسه جواب نامت میدونم که خیلی دیره بذار به حساب، اگر تو نظر بدی منم جواب تو می دم پس نظر یادت نره چاکریم دریابانو (اين اولين نوشته من در سال گذشته بود)

وبلاگ نسل آريا با همه خوبي و بدي هاش يك ساله شد  دريابانوي روياهاي شما تونست يك سال با شما باشه و حرفهاي دلش و به شما بزنه  حرفهايي كه شايد حرفهاي شما هم باشه . خيلي ها به وبلاگ نسل آريا سر زدن و براش نظرات قشنگي گذاشتن كه خيلي باعث خوشحاليه دريابانوي شما شد بانوي درياها ديگه تنها نيست با وجود دوست خوبش عاشق تنها (احسان مرگ) كه با آهنگها  ،   عكس ،  مطالب عاشقانه و حرف دل (اعتبار عشق) هميـشه حرف دلـش و به من مي زد . ديگه تنهـا نيستم با وجود عزيزترين عزيزم عسل بانوي گلم ، عسلي كه از عسل براي من شيرين تره عسل بانويي كه با زيبايي هر چه تمام تر حرفهاي دلش و خيلي شيرين و روان بر روي صفحه وبلاگش مي نويسه، ديگه دريابانو تنها نيست با وجود دوستش يـــــــــــاهو با كسي كه اهل دل بود و حرف دل مي زد حرفي از نسل هميشه سبز آريا مي زد ، ديگه نسل آريا تنها نيست با وجود بهنام  كسي كه از عشق از محبت از خنده از ناراحتي حرف مي زد ، با وجود سرباز از اردوگاه گمنام كه حرفهاي دلش و تلخ و سرد و غمناك مي زد ، ميترا عزيز كه از غم كده به من سر مي زد و من و از تنها در مي آورد، دريابانو ديگه بي غم نيست با وجود كوير ، سودابه و ..... دريا بانوي قصه هاي من ديگه تنها نيست و تنهايي رو دوست نداره

                                                                                                      دوستدار همه شما دريابانو

 

 


 

دختر تنهادریا بانو در سه شنبه 30 مهر1387 ساعت 7:56 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


 

کاش یکی پیدا شه خواب و گل تعبیر بکنه /// به کویر آب بده تا اونا رو سیر بکنه

 کاش یکی پیدا شه با ابرا صمیمی تر باشه /// نذاره بارون واسه باریدنش دیر بکنه

کاش یکی پیدا شه که دلش مث آینه باشه /// لااقل دعا واسه بقیه تاثیر بکنه

کاش یکی پیدا شه ‌آب بده به آدمای خوب /// نکنه خوشبختیا تو گلوشون گیر بکنه

کاش یکی پیدا شه زندگی بده به کلبه ها /// خونه ی شادی ها رو یه جوری تعمیر بکنه

کاش یکی پدیا شه که انقده مهربون باشه /// که از آدمای بی ستاره تقدیر بکنه

کاش یکی پیدا شه دستا رو به همدیگه بده /// دلای گسسته رو بیاره زنجیر بکنه

کاش یکی پیدا شه قانون سفر رو ببره /// نذاره دم ورودش کسی تاخیر بکنه

کاش یکی پیدا شه مرهم بذاره رو زخم عشق /// پیش از این که عاشقی دلا رو دلگیر بکنه

کاش همه پیدا بشیم به همدیگه کمک کنیم /// کسی تنهایی نمی تونه دی و تیر بکنه


 

 


 

دختر تنهادریا بانو در دوشنبه 22 مهر1387 ساعت 8:47 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


غربت

توی یک جنگل تن خیس کبود / یه پرنده آشیونی ساخته بود / خون داغ عشق خورشید تو پرش / جنگل بزرگ خورشید تو سرش / تو هوای آفتابی رو درختا می پرید / تنشو به جنگل روشن خورشید می کشید / تا یه روز ابرای سنگین اومدند / دنیای قشنگشو بهم زدند / هر چی صبر کرد آسمون آبی نشد / ابراموندن هوا آفتابی نشد

 


 

دختر تنهادریا بانو در یکشنبه 7 مهر1387 ساعت 10:27 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


تولد كوچولو

سه سال پيش بيست و نه شهريور ۱۳۸۴ روز تولد امام زمان (نيمه شعبان) پسري به دنيا اومد كه تا يك هفته همه اون و مهدي صدا مي كردن بخاطر اينكه روز تولد امام زمان بدنيا اومد بعد از اينكه براش شناسنامه گرفتن اسمش شد آريانا پسري زيبا با چشماني آبي ، موهاي طلايي صورتي سفيد چهره اي بسيار بسيار زيبا و جذاب همه مي گفتن چقدر خوب كه اين پسر توي اين روز بدنيا اومده حتماً امام زمان بهش هميشه كمك مي كنه ولي الان كه سه سالش شده هنوز امام زمان بهش هيچ كمكي نكرده نه مي تونه راه بره نه مي تونه حرف بزنه و نه مي تونه بشينه . ولي بازم براش توي روزي كه بدنيا اومد نيمه شعبان سفره مي ندازن كه امام زمان بهش كمك كنه ولي ديگه دلسرد شدن ، دلسرد از اينكه نه كسي مي تونه بهش كمك كنه نه اينكه خدا بهش كمك مي كنه ، همه مي گن خدا بزرگه ، خدا رحيم چرا به اين بچه كمك نمي كنه ولي بازم ما منتظر معجزه هستيم معجزه اي كه امام زمان با كمك خدا به آريانا عزيز كمك كنه . منتظر معجزه هستم هنوز با تمام نااميديم

 آريانا عزيزم تولدت مبارك

ما هميشه دوست داريم گلم

 

 

 

 


 

دختر تنهادریا بانو در سه شنبه 26 شهریور1387 ساعت 10:12 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


صداي بغضم را بشنو

ديگه دارم خفه مي شم جايي براي نفس كشيدن برايم نمانده همه درها ، پنجره ها بسته اند . بغض در گلويم مانده و اشك در چشمانم حلقه زده غصه هايم هر روز بيشتر مي شود  ، درد بر درهايم افزوده مي شود . هواي دلم امروز خيلي ابريست ، ابري سياه و تاريك ، وقتي كودكي از تو تقاضاي كمك مي كنه و تو نمي توني بهش كمك كني چقدر سخته ، آه خداي من بشنو صداي من ، صدايي كه با تمام وجود تو را فرياد مي زند و از تو كمك مي خواهد ....

 


 

دختر تنهادریا بانو در سه شنبه 19 شهریور1387 ساعت 9:56 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


آرزو ريشه حيات ماست. اگر چه اين ريشه حيات ما را بتدريج ميسوازند. ولي همين ريشه مايه زندگيست .

هر روز كه مي گذره منتظر معجزه هستم ولي هيچ وقت اين معجزه سراغ من نمي ياد و آرزوي من و برآورده نمي كنه . هر روز به اميد برآورده شدن آرزو از خواب بيدار مي شوم و هنگام خواب از خدا مي خواهم يا آرزوي من و برآورده كن يا من و از اين دنيا ببر ولي صبح كه بيدار مي شوم نه آرزويم برآورده شده نه خودم از اين دنيا رفته ام .

 


 

دختر تنهادریا بانو در چهارشنبه 13 شهریور1387 ساعت 9:39 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


بي تو ، مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم

 

هر روز كه فكر مي كنم نمي تونم به اين برسم كه يك روز بدون تو تنها بتونم حتي يك قدم بردارم مي دونم خيلي براي تو اين حرف خنده و داره و ساده ولي براي من گريه آور و پرمعنا، واقعاً برام سخته ، سخته تنها بدون تو ، توي يه كوچه تاريك قدم بزنم مي دونم توي همون لحظه فقط به تو فكر مي كنم به تو كه چرا ديگه من و دوست نداري و من تنها گذاشتي به تو فكـر مي كنم تويي كه هـيچ  وقت من و تنـها نمي گـذاشتـي ولي حـالا چطـوري من و تنـها گذاشتي با اين همه خاطره ، ولي ديگه فايده نداره من تنها هستم و تو در فكر روياهاي ديگر ولي عزيزم اين و بدون حتي اگر تنها هم باشم بازم به فكر تو هستم به فكر تو كه هيچ وقت از خاطرم نخواهي رفت .

 

 

 


 

دختر تنهادریا بانو در چهارشنبه 6 شهریور1387 ساعت 11:36 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


خدايا به من كمك كن تا بتوانم روزهايم را به شب و شبهايم را به روز برسانم

خدايا به من كمك كن تا قدر روزها و شبهات را بدانم و آنها را بي خودي هدر ندهم

خدايا به من كمك كن تا دست دوستهاي خوبم را بفشارم و از آن ها راهنمايي بخواهم

خدايا  به من كمك كن تا در روزهاي خوب و شاد و در روزهاي غمگين و كسل آور دوست خوبي براي دوستانم باشم

خدايا به من كمك كن تا بتوانم به نيازمندان تا آنجايي كه مي توانم كمك كنم

خدايا به من كمك كن تا قدر زحمات مادرم را جبران كنم

خدايا كمكم كن

 


 

دختر تنهادریا بانو در سه شنبه 29 مرداد1387 ساعت 12:17 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


 

سلامی به گرمی آفتاب به نرمی ابر و به روشنی خورشید´

مرا با عشق می خواهی و


من از عشق سر شارم


کمی لبخند میخواهی و


من لبخند می آرم.


کسی اندازه ی من قدرحرفت رانمی داند

دلت آهسته باران خواست من،آهسته می بارم

کنار یک سبد نرگس نماز شکر می خوانی

و من یک باغ نرگس را برایت هدیه می کارم

دلت یک عمر دریا خواست ،

دریا رفت



ما رفتیم،


...ومن از هرچه دریا ،بی تو باشد سخت بیزارم.


 


 

دختر تنهادریا بانو در یکشنبه 20 مرداد1387 ساعت 3:38 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


آه آه آه

هر چه آه بكشم بازم كم است ، غم من بيشتر از اينها است، خسته از هر چه بي معرفتي، دل من گرفته است و يار به فكر خودش است، بغض در گلويم حلقه كرده ، دستهايم در زنجير است ، تو بگو چه كنم با درد بي كسي چه كنم ديگر طاقت ندارم ، آه آه آه كسي صداي من و نمي شنود صداي شلاق هايي كه روزگار روزي صد بار به من مي زنه كسي نمي شنوه ، گوش كنيد من تنهايم ، من زخمي روزگارم ، من ديگر طاقت ندارم ولي افسوس كسي نمي شنود انگار كه مرده ام ...

 


 

دختر تنهادریا بانو در یکشنبه 6 مرداد1387 ساعت 10:59 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت